شروینشروین، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

هدیه ای از بهشت

یلدا92

1392/10/2 13:54
نویسنده : مامان-بابا
330 بازدید
اشتراک گذاری


عزیزدلم امسال یلدا شنبه شب بود دقیقا همون روز مامان امتحان میانترم زبان ترمE2رو داشت ناراحت

خاله ندا هم با عموپرویز رفته بودن تهران که واسه مغازه عمو صندلی کودک و....بخرن ناراحت

چون مامان نصرت پاش درد میکرد امسال گفتم اونها بیان خونمون دایی عباس با مامان نصرت اینها اومدنقلب

منم تا 7.30شب کلاس بودم وچون 2روز اخر رو خیلی درگیر خوندن بودم نشد که کار خاصی انجام بدم خیلی هولهولکی با کمک بابایی و دایی جون سفره رو اماده کردیم هندونه کار بابایی هستشعینک واسه شام هم کباب از بیرون گرفتیم منم برنج زعفرونی و سالاد وژله انار درست کردم چشمک

دایی و مامان نصرت اینها هم واست دفترنقاشی و کتاب رنگ امیزی..پاک کن -تراش-پاستیل روغنی-مدادرنگی کادو دادن ازت فیلم گرفتم ولی فقط عکس دفترهات رو دارمخجالت

اخرشب هم من شروع کردم به فال گرفتن خیلــــــــــــــی خوش گذشت حافظ هم عجیب راست میگفت هممون مونده بودیم تا ساعت 2نیمه شب طول کشید ولی عجب صفایی داشت  قلب            ظرف پشمکهارو من به شکل گل درست کردم ولی در ثانیه اول خرابش کردی لحاف رو کرسی هم مامان بزرگم دوخته بود خدا رحمتش کنهناراحت


 



 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

مامان یسنا
22 دی 92 10:33
سلام گلم ممنون اومدین و به ما سر زدین چه پسر قند عسلی هم دارین. خدا حفظش کنه بازم بیاین پیشمون خوشحال مییشم پسر نازت و ببوس