شروینشروین، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره

هدیه ای از بهشت

خرید

1392/10/8 23:53
نویسنده : مامان-بابا
155 بازدید
اشتراک گذاری

گل پسری امروز 2روزه باباجونی واسه حسابهای شرکت رفته تهران وتو قند عسل شدی مرد خونهلبخند قربون مرد خونم برم منقلب

 

امروز به عمه ملیحه گفتم اگرشب کار نداره بیاد دنبالمون بریم بیرون .....ساعتهای 6بود که عمه ملیحه و مریم اومدن اول میخواستم بذارمت خونه بابابزرگ چون هوا سرد بود ولی باز دلم نیومدماچ 

اول رفتیم مزون لباس عروس واسه عمه ملیحه....چشمکبعد رفتیم واسه شما لباس خریدیم از مغازهhi baby اونجا واست 4تا بلوز خریدم همه خوشگل و مارک بغل بعد رفتیم لباس فروشی غنچه چیز خاصی نداشت یک شلوار واسه خونت یک دونه کلاه ویک بلوز خیلی ناناز واسه ارشام خریدم ازین بلوزه نداشت که واسه شما قند عسل بخرمناراحت بعد هم رفتیم خونه بابابزرگ وخاله ندا اومد دنبالمون اخه الان 10روزی هست ماشین مامانی دست اونهاستاز خود راضی

امشب تو مغازه بهم میگی بشین کف مغازه واسم غصه مامان بزرگ بگوتعجب

خیلی باد میومد دکمه های کلاه کاپشنت رو بستم اگر بدونی چیکار میکردیخنده محکم زیر گلوت رو گرفته بودی ادا خفه شدن در میاوردی و مرتب میگفتی گیرش کن یعنی گیر کرده بازش کنلبخندابرو

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)